تبليغاتX
دوست داشتن

دوست داشتن

آخر دنیا

سلام به همه دوستام .این آخرین پستی هست که دارم می نویسم چون دیگه نمیام  اینترنت .

اومیدوارم که از این وبلاگ خوشتون اومده باشه .چون می خوام دلیتش کنم

فقط اینو می خوام بگم به هیچ کس اعتماد نکنید .

برای همیشه بای

از همه  کسانی هم که به وبلاگ من سر زدند  تشکر می کنم

((نیِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــما))

jg6ss8.jpg at PaintedOver.com

هیچ زمان فک نکن که عاشقی یا کسی رو دوست داری

یا کسی دوستت داره

چون عشق و عاشقی دروغه

24owqd3.jpg at PaintedOver.com

 بای

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 14:56  توسط تنها ترين  | 

توی یکی از این هزار شب وقتی سرت رو بلند می کنی می بینی بین بین میلیون ها ستاره یکی از اون ستاره ها ی خیلی

قشنگ  وفروزان نظرت رو به خودش جلب می کنه.

بعد از اون شب هر شب سرت رو بلند می کنی و اون ستاره رو اونقدر تماشا می کنی تا بالاخره به خواب می روی. اما یک

شب که سرت رو رو به آسمان بلند می کنی دیگه هیچ اثری از اون ستاره نیست.

اون موقعی است که تموم غمای دنیا هری می ریزه تو دلت.

بعد از اون شب تا مدتها دیگه سرت رو رو به آسمان بلند نمی کنی.

تا بالاخره بعد از مدتها می فهمی با رفتن اون ستاره باز هم زنده ای .. باز هم زندگی می کنی..نفس می کشی و دنیای

پیرامونت هنوز وجود داره ..پس دلیلی نداره که نخوای به اون میلیونها میلیون ستاره دیگه نگاه نکنی.

بعد از اون تصمیم هر شب می روی و یکی از اون ستاره های خیلی قشنگ رو تماشا می کنی و باز هم یه شب

می روی و می بینی اثری از اون ستاره نیست .

اما دیگه مثل دفعه ی قبل نا امید نمی شی و باز میری سراغ یه ستاره زیبای دیگه .

همشون میرن تا اینکه نوبت می رسه به آخرین ستاره ای که تو آسمون وجود داره .

اما آخرین ستاره هرگز از بین نمی ره ..چون تو با نهایت وجود دوستش داری..

            نـــــــــوار قلـــــــب نــــرمـــــال: _,-._\|_,-._\|_,-._\|_,-._\| _,-._\|_,-._\|

 نوار قلب من وقتی تو هستی: \|_\|_\|_\|_\|_\|_\|_\|_\|_\|_\|_\|_\|

 نوار قلب من وقتی تو نیستی: --------------------------------------------

من  دیگه بدون تو دارم میمیرم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 15:41  توسط تنها ترين  | 

 

دلم گرفته آسمون                        نمیتونم گریه کنم

شکنجه میشم از خودم                نمیتونم شکوه کنم

انگاری کوه غصه ها                     رو سینه ی من اومده

آخ داره باورم میشه                     خنده به ما نیومده

دلم گرفته آسمون                        از خودتم خسته ترم

تو روزگار بی کسی                       یه عمره که در به درم

حتی صدای نفسم                        میگه که توی قفسم

من واسه آتیش زدن                      یه کوله بار شب بسم

دلم گرفته اسمون                         یکم منو حوصله کن

نگو که ازاین روزگار                        یه خورده کمتر گله کن


منو به بازی میگیرن                        عقربه های ساعتم

برگه تقویم میکنه                           لحظه به لحظه لعنتم


               آهای زمین یه لحظه  تو نفس نزن

          نچرخ تا آروم بگیره ، یه آدم شکسته تن

                 

 

بعد از تو دلم هميشه گريان باشد

چون موج اسير خشم طوفان باشد

بعد از تو شود نگاه من خشک به در

تنها و غمين و بی نگهبان باشد

بعد از تو دگر نمی پذيرم دل را

دل را هوس هميشه نالان باشد

آن موی سيه چشم خمار آلودت

من باشم و اين قلب پريشان باشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 16:32  توسط تنها ترين  | 

تو در جان منی من غم ندارم

تو ایمان منی من کم ندارم

اگر درمان تویی دردم فزون باد

وگر معشوقه ای سهم من جنون باد

تویی تنها تویی تو علت من

تو بخشاینده بی منت من

صدایم کن صدای تو ترانه است

کلامت ایه های عاشقانه است

تو را من سجده سجده می پرستم

که بر سر خاک بر زانو نشستم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 2:4  توسط تنها ترين  | 

من دیگه غزل نمیگم واسه تو

اشکامو هدر نمی دم واسه تو

 

تو دقیقه های تلخ انتظار چه می دونی چی کشیدم واسه تو؟

 

من می خوام دیگه فراموشت کنم

تو بمون با اون غرور لعنتی

 

قبل رفتنم ولی بزار بگم خیلی سنگی!خیلی بی محبتی!

 

بعد از این کاری به من نداشته باش 

این روزها،روزهای تردید منه!!

 

نمی خوام مثل همیشه رد بشم،وقت امتـــــحان دل بریدنه!

 

 

من می خوام تمومه خاطرهامو دستهای حادثه پرپر بکنه

بزار این جدایی همیشگی،دیگه این قصه رو باور بکنه!!

 

 

حق حق گريمو بشنو واي كه حال من خرابه

وقتي هم نفس نباشي لحظه ها رنگه سرابه

حرفاي خوب و قشنگت فصل سبز يه كتابه

انگار اين دنيا واسه تو مثل تصوير توي قابه

هجرت تو از دل من يه سؤال بي جوابه

ديدن دوباره ي تو مثل رؤيا توي خوابه

نگو كه خسته تريني تو بايد طاقت بياري

تا روي زخماي ديروز مرحم فردا بذاري

رفتيو تنهاي تنها اما عشقتو نبردي

با همه ناباوري ها دل به جاده ها سپردي

کاش به عمق نگاهم پی میبردی

کاش عظمت غم را می فهمیدی

کاش لرزش آخرین قدمهای مرا حس میکردی  و میدانستی چقدر غمگینم

برای با تو بودن بهترین شعرم را سرودم ! بهترین و قشنگترین لباسم را پوشیدم !

برای با تو بودن صادق بودم و دراندیشه تو برای با تو بودن از هرچه گفتی دل بریدم و سخت به تو دل بستم !

برای با تو بودن سختیها را به جان خریدم 

برای با تو بودن خاک را سجده کردم  غرق در گریه شدم و هر چه گفتی به جان خریدم

نشسته ایم بر قالیچه ای به اسم جوانی... می تا زیم و گرد و خاک می کنیم

زمین زیر پایمان است و اسیر یک بازی شد یم

به اسم غرور... دیواری را برای پشت سر نهادن بلند نمی بینیم

سرا پا شور ... برد و باخت را می شناسیم؟

آشناییم با شعور؟

و جداییم با غم؟

یا غرق در غرور؟

چیزی در ماست روز و شب که آرام نداریم ... چیزی از جنس جستجو

چیزی مثل خیال یه آرزو...

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 1:57  توسط تنها ترين  | 

فکر نکنم نیاز به اثبات عشقم باشد چون  

همیشه بهونه گیر توام . . .

ای ستاره شب تاریک من

ای نوری که سیاهی قلبم را زدودی و بنور عشق روشن نمودی

روزی که چشمانم تو را دید تنها روزی بود که حکمت دیدن را دریافتم

نمی بینی که چگونه بی تو اشکهایم می بارد

و مرا بی اشک می بینی گمان می بری که من سنگم

باشد که عاشقت باشم چرا که عاشقت هستم ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 1:38  توسط تنها ترين  | 

01

نميخوام به جزمن دوست دار ديگري باشي
نميخواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي
نميخواهم صفاي خنده ات را ديگري ببيند
نميخواهم كسي نامش،برلبهاي توبنشيند
نميخواهم به غيرازمن بگيرد دست تودستي
نميخواهم كسي يارت شوددرراه اين هستي


 

تو بهانة قشنگي كه هميشه زنده باشم

به هواي ديدين تو پر شعر تازه باشم

همه شب به خاطر تو لب پنجره نشستم

كه تو را ببينم اما ز فراغ تو شكستم

شب و روز من تو بودي گل هميشه بهارم

دلم از تو جان گرفته به خدا در انتظارم

همه زندگي برايت غزل و ترانه گفتم

ز خيال سبز رنگت به خدا شبي نخفتم

نظري به اين گدا كن كه به غصه ات دچار است

گل عشق من كجايي كه مجنون تو بيقرار است

نازنين هميشه منتظرته برگرد پيشش .......

به خيالم كه تو دنيا واسه تو عزيز ترينم   اسمونها زير پامه اگه با تو رو زمينم

به خيالم كه تو با من يه هميشه اشنايي   به خيالم كه تو با من ديگه از همه جدايي

من وتو چه بي كسيم وقتي تكيه مون به باده    بد وخوب زندگي من ودست گريه داده

اي عزيز هم قبيله با تو از يه سرزمينم    تا به فرداي دوباره با توهم قصم ترينم

بد وخوبمون يكي نيست دست تو تو دست من بود  

خواهش هر نفس من با تو هم صدا شدن بود

با تو هم قصه دردم بي صدا تر از هميشه     دو تا هم خون قديمي از يه خاكيم ويه ريشه

كي اشكاتو پاك ميكنه وقتي كه غصه داري

دست روي موهات ميكشه وقتي من ونداري

 برگ ريزونهاي پاييز كي چشم به رات مي مونه

از جلوي پات جم مي كنه برگهاي زرد وخسته

 كي منتظر مي مونه حتي شبهاي يلدا

تا خنده رو لبهات بياد شب برسه به فردا

 كي از سرود بارون قصه برات مي سازه

از عاشقي مي خونه وقتي كه شب درازه

كي از ستاره بارون چشماشو رو هم مي زاره

نكنه ستارهاي بياد ياد تو رو نياره

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 0:28  توسط تنها ترين  | 

آشناترین آشنای دل

 لحظه های دلتنگیم را می سرایم

 لحظه های با تو بودن در عین بی تو بودن
 لحظه های جاوید ذهنم را می گویم
لحظه ها یی که یاد تو میهمان دل شکسته ام است
می دانی چه می گویم  تنها تو می دانی
 می دانی دل شکسته را مرهم بودن یعنی چه
می دانی تکرار واﮋه غریب بی تو بودن یعنی چه
 می دانی زخم خورده از دنیای ویران بودن یعنی چه
می دانی بین آشنا بیگانه بودن یعنی چه
 تو می دانی ... تنها تو می دانی
 

 

دروغ

 

 

دروغ میگفت..

دیگری را دوست میداشت..

تا دیدی خاموش بودم..

باری گفتم دوستم داری گفت: آری..

فریاد زدم راستش را بگو هر چه هست..

از گناهانت هر چه سنگین باشد خواهم گذشت..

گفت: مرا ببخش دیگری را دوست دارم..

به او گفتم: حال که تو سالهاست به من دروغ می گویی..

این بار من به تو دروغ میگویم..

تورا نخواهم بخشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 0:24  توسط تنها ترين  | 

فرستادن عكس عشق یعنی مســـتی و دیوانگی                عشق یعنی با جهـــان بیگانـــگیفرستادن عكس

فرستادن عكس عشق یعنی شب نخفتن تا سحر                 عشق یعنی سجده هابا چشم ترفرستادن عكس

فرستادن عكس عشق یعنی ســـر به دار آویختن                 عشق یعنی اشک حسرت ریختنفرستادن عكس

فرستادن عكس عشق یعنی در جهان رسوا شدن                عشق یعنی مست و بی پروا شدنفرستادن عكس

فرستادن عكس عشق یعنی سوخـتن یا ساخـتن                 عشق یعنی زنـــدگــــی را باختنفرستادن عكس

فرستادن عكس عشق یعنی دیــده بر در دوخـتن                 عشق یعنی در فراقش سوختنفرستادن عكس

 

 

         

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 0:21  توسط تنها ترين  | 

کنار آشیانه ی تو آشیانه میکنم   فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم کسی سؤال میکند به خاطر چه زنده  ای و من برای زندگی تــــــــــــــــــــــــــــــــــــو را بهانه میکنم

               

روی هر گلبرگی روی هر شاخه گلی

رنگ زیبایی محبت پیداست

هر سرایی که در آن خوبی هست

عشق حتما آنجا ست

همه عاشق باشیم

عشق راهدیه کنیم 

brokenhrt1bl.gif 

به راستي نمي دانم اين تقدير من است

يا سرنوشت توست

كه اين گونه ديواري از جنس فاصله

بين نگاهمان

بين كلاممان

و بين دستهايمان جدائي افكنده

اينك من منتظرم

در انتظار مخمل چشمهايت

لطف كلامت

شوق نگاهت

گرماي سوزان سلامت

و احساس قشنگي كه با تو بودن در من ايجاد مي كنه

آري من دختر هميشه منتظر

در قصه هاي تو هستم

با من بخوان

و با من بمان

براي هميشه

 

Image hosting by TinyPic 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 17:30  توسط تنها ترين  |